حسن حسن زاده آملى

26

هزار و يك كلمه (فارسى)

التقى ( ع ) ) : لا بأس أن يتكلم الرجل في صلاة الفريضة بكل شيء يناجي ربّه ( عزّ و جلّ ) . ولو لم يرد هذا الخبر أيضا لكنت أجيز بالخبر الذي روى عن الصادق انّه قال كل شيء مطلق حتى يرد فيه نهي و النهي عن الدعاء بالفارسية في الصّلاة غير موجود و الحمد لله . چنان كه عبارت صدوق ظاهر است ، اطلاق جواز قنوت به فارسى را مىرساند چه در صلاة مفروضه و چه مندوبه ، و چه زبان فارسى و چه غير آن يعنى هر زبانى كه عجمى و غير عربى است . و ظاهر حكايت از عمل مرحوم آقا ميرزا جواد وجه جمع بين قولين مذكورين است كه لايجوز الدعاء فى القنوت بالفارسية في الصلاة المفروضة ، و يجوز في النافلة . براى تفصيل بحث به كتب فقهيه رجوع شود . 6 - تاريخ حكما و عرفا ( ص 133 ، ط 1 ) تأليف جناب آقاى صدوقى سها : از بعضى از اهل سكول منقول است كه آقا ميرزا جواد آقا بعد از دو سال خدمت آقا ( سركار آخوند مولى حسينقلى همدانى ) عرض مىكند من در سير خود به جائى نرسيدم . آقا در جواب از اسم و رسمش سؤال مىكند او تعجب كرده مىگويد : مرا نمىشناسيد ؟ من جواد تبريزى ملكى هستم . ايشان مىگويند شما با فلان ملكىها بستگى داريد ؟ آقا ميرزا جواد آقا چون آنها را خوب و شايسته نمىدانسته از آنان انتقاد مىكند . آخوند ملا حسينقلى در جواب مىفرمايند : هروقت توانستى كفش آنها را كه بد مىدانى پيش پايشان جفت كنى من خود به سراغ تو خواهم آمد . آقا ميرزا جواد آقا فردا كه به درس مىرود خود را حاضر مىكند كه در محلى پائين‌تر از بقيه شاگردان بنشيند تا رفته‌رفته طلبه‌هايى كه از آن فاميل در نجف بودند و ايشان آنها را خوب نمىدانسته مورد محبت خود قرار مىدهد تا جايى كه كفششان را پيش پاى آنها جفت مىكند . چون اين خبر به آن طايفه كه در تبريز ساكن هستند مىرسد رفع كدورت فاميلى مىشود . بعدا آخوند او را ملاقات مىكند و مىفرمايد : دستور تازه‌اى نيست ، تو بايد حالت اصلاح شود تا از همين دستورات شرعى